مهربان

مهربان
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خون» ثبت شده است

امروز خیییییلی برف قشنگی می یومد

منم لانگ بودم بیمارستان و از صبح ماشینمو برده بودم بیمارستان بعد شب که اومدم ماشینو در بیارم دیدم یخخخخ کرده

 

یه بنده خدایی اومد کمکم کرد و برف ها رو از رو ماشین برام تکوند بعدش هم همسر و پدرم اومدن و چون تجربه یخ بندون رو نداشتم پدرم نشست پشت فرمون و اومدیم خونه

یه مریض سوختگی داشتم که هموگلوبینش ۶ بود و دکتر گفته بود ۴ تا کیسه خون بگیره

کل امروز داشتم بهش خون می زدم😄

امروز حسااااابی از دست سرپرستارم عصبانی شدم

گفته بودم ماه بعد شنبه ها عصر نذاره برام کلاس دارم دقیققققا همه شنبه ها رو برام عصر گذاشته بود😒

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۲۶
mehraban 75

دیشب که شبکار بودم یکی از مریض هامون ساعت ۵ صبح بدحال شد و شروع کرد به خونریزی.

تو اعتراضات شرکت کرده بود و به پای سمت چپش شلیک کرده بودن وقتی اومده بود بیمارستان پاشو عمل کرده بودن

دیشب از اول شیفت تا ساعت پنج صبح خوب بود ولی ساعت پنج صبح همکارم صدام کرد برم نزدیک تخت مریضش وقتی زمین پر از خون رو دیدم وحشت کردم

پای مریض شروع کرده بود به خونریزی فعال طوری که نمی شد بند آورد خونریزی رو

شریان پاش از اون قسمتی که عمل شده بود پاره شده بود (تصور کنید مثل گوسفندی که سرشو بریده باشن همونجور با فشار از پاش خون می یومد) و خونریزی فعال داشت

در عرض یک دقیقه مریض رنگش پرید با اون حجم خونریزی و صحنه واقعا ترسناک و وحشتناک و ناراحت کننده ای بود من که داشت گریه م در می یومد واسه مریض

لعنت فرستادم اونایی رو که با این بنده خدا این کار رو کردن خدا ازشون نگذره

تو این جور موقعیت ها سریع باید بتونی عکس العمل درست نشون بدی وگرنه مریض از دست می ره

سریع چند تا سرم اضافی براش تزریق کردیم چون حجم زیادی خون از بدنش رفته بود و زنگ زدیم بانک خون که دو واحد کیسه خون اورژانسی برامون حاضر کنن که به مریض بزنیم.

یه وسیله ای هست به اسم تورنیکت که خون رو بند می یاره از اتاق عمل این وسیله رو برامون آوردن بالای اون قسمتی که خونریزی داشت بستیم و اینجوریه که مثل دستگاه فشار خون فشار وارد می کنه ولی چون مریض هوشیار بود نتونست اون فشار رو تحمل کنه دکتر گفت سریع اورژانسی بیارین اتاق عمل

همکارم می گفت احتمالا پاشو قطع کنن😑😪

کلا صحنه خیلی بدی بود وقتی اون صحنه رو دیدم وقتی خواستم برم خدمات بخشمون رو صدا کنم که بیان بالا سر مریض ، پاهام سست شده بود

 

این هم از شبکاری دیشب ما😣

 

 

 

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۲ آذر ۰۱ ، ۱۶:۵۲
mehraban 75