مهربان

مهربان
آخرین نظرات

واقعیت های متاهلی

جمعه, ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ۰۴:۵۹ ق.ظ

سلام و درود

 

اونایی که ازدواج کردن بیان در مورد واقعیت های ازدواج و دوران متاهلی بگن

چیزایی که خودم متوجهشون شدم اینه که :

 

 ۱ _ ممکنه حتی بعد ازدواج تنها تر بشی و همسرت خیلی جاها باهات نباشه و نتونه بیاد و ازدواج لزوما به این معنی نیست که همسرت همیشه پیشت باشه

۲ _ ممکنه تو خیلی چیزها همسرت باهات مخالفت کنه و نذاره کاری که دوست داری رو انجام بدی حتی فکر کنی که داره جلوی پیشرفتت رو می گیره

۳ _ خیلی ویژگی ها که قبل ازدواج به نظرت خوب و جذابه تو ویژگی های همسرت ،  همونا ممکنه بعدا اذیتت کنه مثلا طرف خیلی پر حرفه قبل ازدواج بگی چقدر روابط اجتماعیش خوبه و حرفی واسه گفتن داره تو همه مسائل ولی بعد ازدواج همین موضوع اذیتت کنه و بگی چقدر حرف می زنه و همش باید نظر بده نمی تونه ساکت باشه

(این ویژگی رو فقط مثال زدم) 

(♦️یعنی یه ویژگی در عین اینکه می تونه خوب باشه می تونه بد هم باشه)

 

۴ _ یکی از چیزهایی که خییییلی به نظرم مهمه تو معیار ازدواج "امید به زندگیه"  و کسی که پایه تون باشه

کسی که امید به زندگی نداشته باشه و مدام احساس پیری بکنه کم کم رو شما هم اثر می ذاره  و باید حس جوونی تو وجودش موج بزنه و کودک درونش فعال باشه.

حتی با وجود گرونی و بیکاری و تورم و هزار جور چیز دیگه بازم امید داشته باشه و توکلش به خدا باشه همیشه

 

مورد دیگه ای یادم اومد کم کم بعدا اینجا اضافه می کنم

متاهل ها هم نظرشونو بگن

نظرات  (۵)

هر چی سعی میکنم ایرادی از تاهل بگیرم یادم نمیاد 

 

هان 

یادم اومد

ممکنه بعد چند سال خود واقعیت رو فراموش کنی

پاسخ:
آره اینم هست
کلا ازدواج و متاهلی یعنی از خود گذشتگی
کسی که چنین ویژگی نداشته باشه یا خودخواه باشه نمی تونه مادر یا همسر خوبی باشه
گفتید فراموشی
دقیقا من مادرها رو می بینم که بارها خودشون رو فراموش کردن که بچه شدن تو آسایش و آرامش باشه

فراموش ها ....

ولی خدا نمیزاره 

خدا مادرها رو ازین فراموشی در میاره

پاسخ:
👌
۲۱ تیر ۰۴ ، ۱۱:۳۷ محمدرضا ...

چه موضوع ارزشمندی، من هنوز ازدواج نکردم ولی بسی استفاده کردم، مرسی که در موردش نوشتی محبوبه جان.

پاسخ:
ایشالا متاهلی شما و تجربه های شما پست بشه در آینده نزدیک😊
خواهش می کنم

به به مبارکه خوش باشی.

من فکر میکنم یه زندگی جدید رو شروع کردی چون مسولیت ها و امتیازات فرقی داری رو بدست میاری مثلا احتمالا دیگه شوهرت نمیذاره بری کوهنوردی

منم میخام به زندگیم تغییر بدم و یه زندگی جدید رو شروع نمیگم ازدواج کنم فقط میخوام گذشته رو کنار بزارم و یه رندگی جدید رو شروع کنم منتها به سه دلیل نمی تونم اولی اینکه میگم خب چی بشه تهش مردنه دیگه مثل بابام مثل مامانم  همینطوری صبر کن شاید تا اخر امسال بمیری چون من الان بعد مریض شدنم فقط میتونم تو این روستا کار کنم کارمم چیدن میوه هست با یه حقوق ناچیز که خرج دارو هام میشع که خب زمستون بیاد میمرم طبیعیه و اینکه من هنوز یه کار نمی تموم دارم اونم انتقام گرفتن از دکتری که بابام رو فلج کرده بود یکی دیگه هم اینکه من مریضم بعد فروختن یه قطعه زاپاسی بدن جسمم ضعیف شده دیگه رفتنی ام من تغییر واسه چی

فکر میکنم هیجان داری دوران تازه ای رو شروع کردی شوق داری اما از پدر و ماددت غافل نشو هیچی جای اونا رو نمیگیره اونا فرشته های تکرار نشدنی هستن ادم وقتی نعمتی رو داره قدرش رو نمیدونه وقتی از دستش داد میفهمه یعنی چی

پاسخ:
مرسی
اتفاقا شوهرم با کوهنوردی رفتن من و اینکه جایی بخوام برم تفریح مشکلی نداره.اصلا مشکلی نداره

خیلی توجه کنید به سلامت روح و روان

 

پاسخ:
👌

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی