مهربان

مهربان
آخرین نظرات

بالاخره بعد چند سال تو شیفت ، ماسک رو از صورتم برداشتم

اون اوایل که کرونا اومده بود از این روپوش یک سره ها سر تا پا می پوشیدیم بعد شد گان بعدش گان رو برداشتم و فقط روپوش بیمارستان تنم بود الان دیگه ماسک رو هم از صورتم برداشتم

گاماس گاماس😂😂

یادمه یه بار  تو دوران کرونا اون اوایلش ۴ تا ماسک زده بودم یکی از مسئولین منو که دید گفت چند تا ماسک زدی؟گفتم ۴ تا  گفت من می ترسم اکسیژن بهت نرسه یه چیزیت بشه😂

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۰۱ ، ۲۰:۱۰
mehraban 75

امروز تو مهمونی برامون این غذا رو درست کردن انقدر که خوب دیزاین کرده بودن حیفم اومد عکسشو نزارم

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۰۱ ، ۱۴:۲۱
mehraban 75

وقت هایی که بخشمون خلوته خیلی خوبه😄

سکووووت(البته اول شیفت یکی از همکارها انقدر بلند بلند با تلفن صحبت کرد اون سکوتو شکست😂)

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۰۱ ، ۱۴:۴۷
mehraban 75

اصطلاحات زیادی وجود داره که تو شغل پرستاری استفاده می شه

چند تا از این لغات رو اینجا می نویسم شما هم بدونید خوبه و می تونید پیش فامیل و اقوام یه کم کلاس بذارید😉

 
 

نوار قلبECG                 ای کی جی

 
 
 

نوار مغزEEG                   ای ای جی

 
 
 

گلبول سفید خونWBC     وایت بلاد سل

 
 

گلبول قرمز خونRBC      رد بلاد سل

 
 
 

علائم حیاتیV/S              وایتال ساین(شامل فشار خون،نبض،درجه حرارت بدن و غیره.بیمار وقتی بستری می شه پرستار در اولین فرصت باید V/S  بیمارش رو چک کنه)

 

قرصTab

 
 

فشار خونBP

 
 

استراحت مطلقCBR         سی بی آر(تو پرونده مریض هایی که استراحت مطلق باید باشن،این اصطلاح توسط پزشک نوشته می شه)

 
 

سکته ی قلبیMI               ام آی

 
 

سکته ی مغزیCVA          سی وی إی

 

قند خونBS                    بی إس(مثلا به ما می گفتن برو از مریض یه بی اس چک کن نمی گفتن برو قند خونش رو ببین چنده)

 
 

ناشتاNPO                 

 
 

ایست قلبCardiac Arest      کاردیاک  أرست  

 

مردنExpire                           إکسپایر(پرستارها پیش خودشون می خوان حرف بزنن می گن مریض فلانی اکسپایر شد نمی کن مریض مرد)

 

واحد مراقبت قلبیCCU        سی  سی یو

 

واحد مراقبت ویژهICU                   آی سی یو

 

اینتوبهIntubation(به معنی لوله گذاری)(مثلا وقتی مریض 

حالش خیلی بد می شه و تنفسش دچار مشکل می شه یا نبضش دیگه نمی زنه دکتر به پرستار می گه سریع وسایل اینتوبه رو بیارید)

 
 

سعی کردم لغات پرکاربرد رو بنویسم😊

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۰۱ ، ۱۰:۰۰
mehraban 75

دیشب که شیفت شب بودم همکارها رفتن چای ریختن منم رفتم که چای بریزم که دیدم از چند وقت پیش یه دونه کافی دارم تو کیفم که نخوردمش ریختم تو لیوانو رفتم تو بخش وقتی خوردم انقدددر خوب بود انقدررر خوب بود که نگو و نپرس

پیشنهاد می کنم بخورید حتما

 

Tim's coffee 3 in 1

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۰۱ ، ۲۲:۴۳
mehraban 75

و این هم دستپخت من برای شام امشب😎

 

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۰۱ ، ۲۰:۱۴
mehraban 75

 

خیلی زود جوگیر نشو! تو فقط ازش خوشت اومده و هنوز اونو نمیشناسی ، ممکنه کمی جلوتر نظرت در موردش عوض شه پس عجله نکن  

تصورات ازدواج و زندگی مشترک باهاش بدون شناخت اش نداشته باش ، در رابطه حرفا رو جدی نگیر به رفتارها با دقت توجه کن 

رابطه ات رو با خودت رو قطع نکن ،برنامه ها اهداف و دوستانت رو با شروع رابطه کنار نزار

هر چقدر که برات جذابه ازش بت نساز با خودت تکرار کن که تو اونو نمیشناسی و فقط قراره اونو بررسی کنی که فرد مناسبی برای تو هست یا نه!

بدون شناخت و هیجانی اونو به حریم شخصیت راه نده  ، رابطه جنسی بدون شناخت و گذر زمان نداشته باش 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۰ بهمن ۰۱ ، ۲۲:۴۱
mehraban 75

چند روز پیش که برای حلزون تراپی رفته بودم اون روز ماسک خیلی خوبی رو صورتم گذاشت طوریکه بلافاصله بعد شستن اون ماسک احساس کردم صورتم شفاف تر شده از خانمه سوال کردم مواد داخل ماسک چیه گفت عسل،آرد نخود،لیمو شیرین باید یه روز حتما تو خونه امتحانش کنم

وقتی از روی تخت بلند شدم که برم صورتمو بشورم دیدم چقدر قشنگه رنگ ماسکش زرد لیموییه😊

حلزون هاش خیلی بی ناموس شدن هر دو دفعه ای که امسال رفتم برای حلزون تراپی  دوتا از حلزون ها می چسبن به هم😂😂😂

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۰۱ ، ۰۰:۴۹
mehraban 75

چند وقت پیش آزمون دادم برای استخدامی

ولی امروز متوجه شدم که قبول نشدم و خیلی ناراحت شدم

حتما صلاحی بوده

بازم خدارو شکر

کاش می شد همه پرستارهایی که طرحشون یا تمدید طرحشون تموم می شه بلافاصله استخدام بشن

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۰۱ ، ۱۴:۴۰
mehraban 75

چند وقت پیش یه مریض داشتم بهم گفت من وقتی با شوهرم ازدواج کردم یه بار شوهرم منو پرت کرده سرم خورده به یه جایی و رفتم تو کما وقتی از کما اومدم بیرون و حالم بهتر شد پدرم گفته از شوهرت جدا شو ولی من گفتم آخه کجا بیام؟بیام ور دل تو؟

و ۱۳ سال تلاش کردم و کلی درمان های هورمونی انجام دادم تا بچه دار بشم آخه می گفتن بچه دار بشی اوضاع زندگیت بهتر می شه

ولی خوب که نشد هیچ بدتر هم شد

گفت با هم سه نفری رفتیم مسافرت و تو اون مسافرت تصادف کردیم و شوهرم هییییچ چیش نشد ولی من هم مهره کمرم هم دستم و هم پام شکست و حتی شوهرم اجازه نداده بچه م بیاد منو ببینه و بنده خدا گریه می کرد

از این دلش می سوخت که شوهرش انقدر بهش بدی کرده ولی هیچ اتفاقی براش نیفتاده و می گفت خدا بنده های بدشو بیشتر دوست داره

ولی من بهش گفتم شایدم خدا می خواد اینجوری صبرتو امتحان کنه

بنده خدا سه بار رفت اتاق عمل تا کل عمل هاش تموم شه

ناراحت بود که حتی شوهرش نمی یاد ببینتش

یه بار شوهرش زنگ زده بود بیمارستان به شوهرش گفتم خانمت می خواد شما رو ببینه گفت باشه می یام ولی نیومد☹

 

اینم از داستان مریض ناراحت

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۰۱ ، ۲۲:۴۹
mehraban 75